Sleeping Dragon
Actually I'm Sleeping :)
یکشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۸۱
از ديشب مسنجر من هم قطع شد، تقريبا هر كاري فكرش را بكنيد كردم كه درست بشه، ولي نشد. همه چيز هم كار ميكنه، ايميلها را ميشه چك كرد، توي گروپها ميتونم برم. و ... فقط مسنجر كار نميكنه.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
بايگانی وبلاگ
◄
2019
(1)
◄
ژانویهٔ
(1)
◄
2011
(10)
◄
ژوئیهٔ
(1)
◄
مهٔ
(1)
◄
آوریل
(3)
◄
مارس
(1)
◄
ژانویهٔ
(4)
◄
2010
(11)
◄
دسامبر
(3)
◄
نوامبر
(3)
◄
اکتبر
(2)
◄
سپتامبر
(3)
◄
2009
(10)
◄
سپتامبر
(1)
◄
ژوئن
(5)
◄
مارس
(1)
◄
ژانویهٔ
(3)
◄
2008
(23)
◄
نوامبر
(2)
◄
اکتبر
(2)
◄
سپتامبر
(1)
◄
اوت
(2)
◄
ژوئیهٔ
(1)
◄
ژوئن
(1)
◄
مهٔ
(2)
◄
آوریل
(1)
◄
مارس
(6)
◄
فوریهٔ
(4)
◄
ژانویهٔ
(1)
◄
2007
(19)
◄
دسامبر
(2)
◄
نوامبر
(2)
◄
اکتبر
(1)
◄
اوت
(1)
◄
ژوئن
(3)
◄
مهٔ
(2)
◄
مارس
(4)
◄
فوریهٔ
(2)
◄
ژانویهٔ
(2)
◄
2006
(27)
◄
دسامبر
(2)
◄
نوامبر
(3)
◄
اکتبر
(4)
◄
سپتامبر
(1)
◄
اوت
(2)
◄
ژوئیهٔ
(2)
◄
ژوئن
(1)
◄
مهٔ
(5)
◄
آوریل
(2)
◄
مارس
(2)
◄
فوریهٔ
(2)
◄
ژانویهٔ
(1)
◄
2005
(70)
◄
دسامبر
(1)
◄
نوامبر
(2)
◄
اکتبر
(1)
◄
سپتامبر
(2)
◄
اوت
(5)
◄
ژوئیهٔ
(7)
◄
ژوئن
(12)
◄
مهٔ
(8)
◄
آوریل
(4)
◄
مارس
(8)
◄
فوریهٔ
(12)
◄
ژانویهٔ
(8)
◄
2004
(157)
◄
دسامبر
(4)
◄
نوامبر
(5)
◄
اکتبر
(8)
◄
سپتامبر
(9)
◄
اوت
(7)
◄
ژوئیهٔ
(10)
◄
ژوئن
(11)
◄
مهٔ
(21)
◄
آوریل
(22)
◄
مارس
(21)
◄
فوریهٔ
(16)
◄
ژانویهٔ
(23)
◄
2003
(325)
◄
دسامبر
(29)
◄
نوامبر
(32)
◄
اکتبر
(16)
◄
سپتامبر
(19)
◄
اوت
(23)
◄
ژوئیهٔ
(27)
◄
ژوئن
(21)
◄
مهٔ
(34)
◄
آوریل
(21)
◄
مارس
(40)
◄
فوریهٔ
(33)
◄
ژانویهٔ
(30)
▼
2002
(296)
◄
دسامبر
(37)
◄
نوامبر
(31)
◄
اکتبر
(35)
▼
سپتامبر
(26)
امروز از جلسه بر ميگشتم، اعصابم حسابي خورد بود. 3...
The Matrix (1999) امروز من و هولمز پياده ميآمد...
از ديشب مسنجر من هم قطع شد، تقريبا هر كاري فكرش را...
امروز صبح ماشين را بردم تعمييرگاه خوابوندم، 1 هفته...
امروزم مثل روزهای دیگه، فوق العاده کارم زیاد بود. ...
امشب تو وبلاگ خورشيد خانم ديدم كه گفته يكي از وبلا...
Spirit: Stallion of the Cimarron (2002) امشب اين ...
امشب تو وبلاگ خورشيد خانم ديدم كه گفته يكي از وبلا...
امروز صبح با فريادهاي مادرم از خواب بلند شدم. بنده...
امشب عجب وضعي دارم. تمام فرشهاي خانه مون را فرستاد...
امشب داشتم بر ميگشتم خانه، كه يك دفعه ياد يكي از ...
به بهانه اين كتابي كه بچهها دارند تهيه ميكنند. م...
امروز بعد از مدتها 1 سر رفتم دانشكده. تو همين مدت ...
تو اين چند روزه، كلي قيمت طلا رفته بالا (مثل اينكه...
امروز صبح وقتي بيدار شدم، و به كارهاي كه بايد طي ر...
اين كوه رفتن من ديگه داره حسابي جدي ميشه. فكر كنم...
از ديروز شروع كردم، دارم وبلاگ خودم را ميخونم. كه...
بالاخره اسامي قبول شدگان در دانشگاه سراسري اعلام ش...
اولش امروز عصر ميخواستم برم محل كار يكي از دوستام...
امروز با چند تا از دوستام رفتيم كوه،كلي به من خوش...
جمعه نشسته بوديم، دور هم و منتظر بقيه بوديم كه از ...
اين يزدي (شوراي نگهبان) هم زده به سيم آخر، امروز ر...
خاله،دايي،برادرم، همه رفته بودند كلاردشت، امروز ...
بعضي وقتها فكر ميكنم،همه فشار دنيا روي من هست، و...
ديشب وقتي، تو سونا بودم، به اين فكر ميكردم كه، اي...
امشب رفتم استخر و سونا حدودا 5 ساعتي اونجا بودم. ...
◄
اوت
(25)
◄
ژوئیهٔ
(26)
◄
ژوئن
(45)
◄
مهٔ
(18)
◄
آوریل
(23)
◄
مارس
(5)
◄
فوریهٔ
(11)
◄
ژانویهٔ
(14)
Counter
Counter
فهرست وبلاگ من
نامه های یادگاری
Sherlock Holmes - روزگار سبز
خورشید خانم
دنبال کننده ها
پستهای پرطرفدار
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر